لژهای فراماسونری، انجمن های برادری (بخش چهارم و پایانی: فراماسونری در ایران)

در بخش های قبلی در مورد فراماسونری و دیدگاه هایی که در مورد اون وجود داره صحبت کردیم. در این بخش که بخش پایانی مطلب هست در مورد فراماسونری در ایران، چگونه ورودش و ذکر نام چند نفر که فراماسون بودنشون محرز هست می پردازیم.

پیشتر اشاره شد که به علت ماهیت سری و مخفی انجمن های ماسونی، در ایران به اون لقب "فراموش خانه" رو داده بودند چون این افراد قول می دادند که هر آنچه در این جمع ها اتفاق می افته رو در خارج از آن فراموش کنند. لازم به ذکر هست که در ابتدای ورود فراماسونری در ایران اعضای اون عمدتا از روشنفکران و طبقه اشرافی بودند. از دیگر اعضای می توان به فارغ التحصیلان دارالفنون اشاره کرد.

سنگ بنای فراماسونری در ایران رو میرزا ملکم خان ارمنی (روزنامه نگار و سیاستمدار دوره قاجار) در پیش از مشروطیت قرار داد. او ریاست افتخاری انجمن را به ناصرالدین شاه واگذار کرد. اگرچه این اخوت به پیروی از اخوت های اروپایی بنا شده بود مدرک محکمی دال بر ارتباط این دو وجود ندارد. خود میرزا ملکم خان هدف خود از تاسیس چنین انجمنی را تربیت روشنفکرانی برای خدمت به اجتماع و نوسازی سیاسی می دانست. اگر چه این انجمن با اجازه شخص شاه و به شرط عدم لطمه به مصالح شاه و مملکت و با حمایت میرزا آقاخان صدراعظم ایجاد شده بود باری پس از برکناری وی (صدراعظم)، شاه با گزارشاتی که دریافت کرده بود ادامه فعالیت انجمن را به صلاح ندانست. فرمان تعطیلی آن صادر شد و میرزا ملکم خان دستگیر و تبعید شد. البته مخالفت قشر سنتی، مذهبیون و همین طور محافظه کاران در این تعطیلی بی تاثیر نبود و این از آنجایی نشات می گرفت که بیشتر آموزه های فراموشخانه دارای مضمون لیبرالیستی و اومانیستی بود.

میرزا ملکم خان، پایه گذار اولین لژ فراماسونری در ایران


بسیاری از روشنفکران دورهٔ قاجار، سازمان فراماسونری را به عنوان یک سازمان نوگرا، انقلابی و آزادی‌خواه می‌شناختند که آرمانی جز مبارزه با استبداد و برپایی مردم‌سالاری و بیداری ملت‌ها ندارد.از جمله عوامل مهمی که موجب گرایش و جذب روشنفکران این دوره به سازمان‌های فراماسونری، به ویژه، لژ فرانسوی آن می‌شد، نقش مهم اعضای آن سازمان در انقلاب کبیر فرانسه بود. در بین مشهورترین فراماسون های این دوره (قاجار) سیدجمال الدین اسد آبادی حضور دارد.

در دوره محمدرضا پهلوی برخلاف دوران رضاشاه با گسترش روابط سیاسی با غرب به خصوص انگلستان  لژهای فراماسونری فراوانی در ایران تاسیس شد و نفوذ فراماسون‌ها در سیاست ایران به شدت گسترش یافت، هرچند هیچ یک از افراد سرشناس خانواده پهلوی دست کم به طور رسمی عضو هیچ لژ فراماسونری نبودند ولی بسیاری از رجال سیاسی، نخست وزیران، وزیران، نمایندگان مجلسین و فعالان سیاسی از فراماسون‌های سرشناس بودند.

پس از انقلاب فراماسونری به شکل علنی از میان برداشته شد. چون، فراموشخانه توسط گروههای چپ گرا، مذهبی بنیاد گرا و ملی گرایان لیبرال به عنوان مامور مخفی انگلیس و صهیونیست و  در نتیجه عامل تمام بدبختی های ایران معرفی می شدند و این باعث تعطیل شدن و تحت تعقیب گرفتن اعضای این انجمن ها در بعد از انقلاب شد. مرام اشراف منشی و مخفیانه آنها باعث بروز افسانه هایی در مورد دست های پشت پرده فراماسونها و توهم توطئه در مورد آنها شده بود. در دوران پس از انقلاب کتابها و مقالات زیادی چاپ شد و در آنها فراماسونها مسئول همه گونه توطئه علیه ایران و جوامع اسلامی معرفی شدند.  از جمله این کتاب ها می توان به دوره سه جلدی "فراموشخانه و فراماسونری در ایران" نوشته اسمعیل رائین اشاره کرد. از آنجایی که بعضی نماد ها، اهداف و خواستگاه صهیونیست ها با برخی از معادل های فراماسونی معادل دانسته شده، در ممالک اسلامی و خصوصا ایران فراماسونی معادل با صهیونیزم دانسته شده است. کافی است این واژه را در سایت های فارسی جستجو کنید. نتایج در اکثر موارد همین نکته را نشان می دهد.

در جریان اتفاقات پس از انتخابات افراد تندرو در هر دو طرف دیگری را به فراماسون بودن متهم کرده اند. در حال حاضر، در بین افراد معروف معاصر، می توان لیستی از افراد ارائه داد که گمان می رود به یکی از لژهای فراماسونری تعلق داشته باشند. در میان این افراد نام هایی از سران بلند مرتبه سیاسی و اجتماعی وجود دارند. (بخش نظرات)

منابع:

1.فراماسونری در ایران (ویکیپدیا فارسی).

2.فراموشخانه و فراماسونری در ایران، اسمعیل رائین.انتشارات امیرکبیر

3. فراماسونری و جمعیت‌های سری در ایران.ابراهیم صادقی‌نیا. انتشارات هیرمند

نظریه فراکتال ها (بخش دوم: مثال ها و توضیحات بیشتر)

با استفاده از فركتال ها به راحتي مي توان نوار قلب بيماران را تفسير كرد و حتي احتمال بروز حمله قلبي در آنها را حدس زد و از آن جلوگيري كرد.ممكن است روزي فركتال ها در فهميدن چگونگي كار مغز يا ارگانيسم بدن بسيار كارآ و مؤثر واقع شوند. پيدا كردن پيوندهاي بين علم و زندگي، آن رويي از سكه است كه متاسفانه در كشور ما اصلاً به آن توجهي نمي شود. در صورتي كه پيدا كردن و بيان اين پيوندها مي تواند تاثيرات بسياري بر پيشرفت علوم و عمومي كردن آن داشته باشد.

اين اجسام نه يک بعدي اند، نه دو بعدي و نه سه بعدي. اين ها ابعادي کسري دارند؟ فراکتالها دقيقا به دليل همين خاصيت ويژه اي که دارند، زماني توانستند روشي براي ذخيره سازي تصاوير ارائه دهند. معمولا زماني که يک تصوير گرافيکي قرار است به شکل يک فايل تصويري ذخيره شود، بايد مشخصات هرنقطه از آن (شامل محل قرار گيري پيکسل و رنگ آن به صورت داده هايي عددي ذخيره شود و زماني که يک مرور گر بخواهد اين فايل را براي شما به تصوير بکشد ، بايد بتواند اين کدهاي عددي را به ويژگيهاي گرافيکي تبديل کند. مشکلي که در اين کار وجود دارد، حجم بالايي از داده ها ست که بايد از سوي نرم افزار ضبط کننده و توليد کننده بررسي شود.

اگر بخواهيم تصوير نهايي ما کيفيتي عالي داشته باشد،نيازمند آنيم که اطلاعات هريک از نقاط تشکيل دهنده تصاوير را با دقت بالايي مشخص و ثبت کنيم و اين حجم بسيار بالايي از حافظه را به خود اختصاص مي دهد، به همين دليل ، روشهايي براي فشرده سازي تصوير ارائه مي شود. برخي از اين فرمتها با پذيرفتن افت کيفيت بين تصوير توليدي و آنچه آنها ذخيره مي کنند، عملا اين امکان را در اختيار افراد قرار مي دهند، که بتوانند فايلها و تصاوير خود را روي فلاپي ها و با حجم کمتر ذخيره کنند يا روي اينترنت قرار دهند.

براي اين فشرده سازي از روشهاي مختفي استفاده مي شود. درواقع در اين فشرده سازي ها بر اساس برخي الگوريتم هاي کار آمد سعي مي شود به جاي ضبط تمام داده هاي يک پيکسل مشخصات اساسي از يک ناحيه ذخيره شود، که هنگام باز سازي تصوير نقشي اساسي تر را ايفا مي کنند. در اينجاست که روش فراکتالي اهميت خود را نشان مي داد. در يکي از روشهايي که در اين باره مطرح شد و با استقبال بسيار خوبي از سوي طراحان مواجه شد، روش استفاده از خاصيت الگوهاي فراکتالي بود. در اين روش از اين ويژگي اصلي فراکتالها استفاده مي شد که جزيي از يک تصوير در کل آن تکرار مي شود.براي درک بهتر به يک مثال نگاهي بيندازيم. فرض کنيد تصويري از يک برگ سرخس تهيه کرده ايد و قصد ذخيره کردن آن را داريد.

بخشي از يک برگ کوچک ،برگ را مي سازد و کنار هم قرار گرفتن برگها ساقه اصلي را تشکيل مي دهد. اگر بخواهيم تصوير اين برگ را به روش عادي ذخيره کنيم ، بايد مشخصات ميليون ها نقطه اين برگ را دانه به دانه ثبت کنيم ، اما راه ديگري هم وجود دارد. بياييد و مشخصات تنها يکي از دانه هاي اصلي را ضبط کنيد. در اين هنگام با اضافه کردن چند عملگر رياضي ساده بقيه برگ را مي توانيد توليد کنيد.

در واقع ، با در اختيار داشتن اين بلوک ساختماني و اعمال عملگرهايي چون دوران حول محورهاي مختلف ، بزرگ کردن يا کوچک کردن و انتقال مي توان حجم تصوير ذخيره شده را به طور قابل توجهي کاهش داد.

براين اساس بايد روشي بتواند الگوهاي فراکتالي حاضر در يک تصوير را شناسايي کنند و در صورت امکان آن را اعمال کند. به همين دليل ، معمولا روش فراکتالي با روشهاي فشرده سازي ديگر همزمان به کار برده مي شود؛ يعني اگر الگوهاي تکرار چندان پررنگ نبودند، بازهم فشرده سازي امکانپذير باشد. مطمئن باشيد هندسه فراکتال بر بسياري از اشکال عالم حاکم است ؛ حتي اگر در نگاه اول چندان آشکا ر نباشد. شما نيز با دقت بيشتر به اطرافتان و يافتن ارتباط هاي ملموس بين رياضي و زندگي مي توانيد از سختي و به اصطلاح خشك بودن رياضي بكاهيد.

نظریه فراکتال ها (بخش اول: کلیات و تعاریف)

ما فراکتال‌ها را در زندگی روزمره ی خود به فراوانی مشاهده می کنیم: درخت ها، کوه ها، پراکنده شدن برگ های پاییزی روی زمین. فراکتال شکل هندسی چند جزئی است که می‌توان آن را به قسمت هایی تقسیم کرد، به طوری که هر قسمت یک کپی از " کل " شکل باشد. به سختی می توان باور کرد که چیزی مانند فراکتال‌ها در عین پیچیدگی و کاربرد در عالی ترین سطوح ریاضی، بتواند به شکل یک سرگرمی جالب مورد استفاده قرار گیرد. در واقع هندسه ی فراکتالی، حرکت اشکال در فضا را ثبت می‌کند و ناهمواری دنیا و انرژی و تغییرات دینامیک آن را نشان می‌دهد! اما حقیقت این است که فراکتال موضوع ساده ای است به سادگی ابرها یا شعله های آتش. برای مثال شکل زیر



ایده خود متشابه در اصل توسط لایبنیتس بسط داده شد. در سال ۱۸۷۲ کارل وایرشتراس مثالی از تابعی را پیدا کرد با ویژگیهای غیر بصری که در همه جا پیوسته بود ولی در هر جا مشتق پذیر نبود. گراف این تابع اکنون فراکتال نامیده می‌شود  .


بلور های برف ساده ترین و آشناترین نوع فراکتال ها هستند. واژه ی فراکتال از ریشه ای یونانی به معنای " تکه تکه شده " و"بخش بخش" آمده است و به نحوی تعریف ریاضی اش را در خود دارد. به زبان ساده ، اشکال فراکتالی دارای 3 خاصیت عمومی هستند: تشابه به خود،  تشکیل از راه تکرار، بعد کسری

فراکتال ها یا خود همانند اند (self similarity) یا خود ناهمگرد (self affinity) هستند. در مورد خود همانندی شکل جز شباهت محسوسی به شکل کل دارد این جز، در همه جهات به نسبت ثابتی رشد می‌کند و کل را به وجود می‌آورد. اما در خود ناهمگردی شکل جز در همه جهات به نسبت ثابتی رشد نمی‌کند. مثلاً در مورد رودخانه‌ها وحوضه‌های آبریز بعد فراکتالی طولی متفاوت از بعد فراکتالی عرضی است. ساپوژنیکوف و فوفولا، (۱۹۹۳) لذا شکل حوضه آبریز کشیده‌تر از زیر حوضه‌های درون حوضه است. به خود همانندی همسانگرد ( isotropy)و به خود ناهمگردی ناهمسانگرد( anisotropy)  گفته می شود.

مجموعه مندلبرات یکی از معروف ترین مجموعه ها در مبحث فراکتال هاست، که در عکس دوم اورده شده است. ارگر به ترتیب با زوم 1 برابر، 6 برابر، 100 برابر و در نهایت 2000 برابر به این شکل نگاه کنیم این تصاویر حاصل می شوند

می بینیم که تمامی این شکل ها با شکل اصلی مشابه هستند

چون این بخش، بخش اوی مطلب هست فقط به ذکر نمونه هایی از فراکتال ها در طبیعت و مقدمات اولیه بسنده می کنم و در بخش های بعدی به توضیحات بیشتر می پردازم

منابع-پیوند ها:

1. wikipedia:fractals

2.ویکیپدیا فارسی: فراکتال ها

3. (فراکتال چیست؟ (موسسه تبیان

4.مستند شبکه دیسکاوری با عنوان Fractals-Hunting The Hidden Dimension

لژهای فراماسونری، انجمن های برادری (بخش سوم: دایره نفوذ قدرت)

شاید باور نکنید ولی 14 نفر از رئیس جمهور های ایالات متحده فراماسون بوده اند. افرادی مانند جرج واشنگتن اولین رئیس جمهور آمریکا، فرانکلین روزولت، جرارد فورد و هری ترومن (پایه گذار سازمان ملل و CIA). البته این افراد فقط در زمینه سیاست حضور ندارند بلکه در تمامی عرصه ها افراد سرشناسی را می بینیم که فراماسون بودنشان اثبات شده است. همچنین افرادی که بیانیه استقلال آمریکا را در سال 1776 میلادی تهیه کردند (بنجامین فرانکلین، توماس جفرسون و جرج واشنگتن)، فراماسون بوده اند.  برای مثال در حیطه دانش، ادبیات، تجارت و صنعت نمونه های بسیار زیادی را می توان نام برد. از بین هنرمندان هالی وود جان وین و کلارک گیبل، در صنعت سینما برادران وارنر وموسسه فاکس قرن 21،  نویسندگانی مثل سر آرتور کانن دویل (شرلوک هلمز) و جاناتان سویفت (سفرهای گالیور) و حتی وینستون چرچیل همگی فراماسون بوده اند. می توان گفت که فرماسون ها مانند یک دولت سایه عمل می کنند که اگرچه در ظاهر در جریان قدرت هیچ نقشی ندارند ولی در حقیقت در پشت پرده بسیاری از اتفاقات و مسائل جهان حضور پر رنگی دارند. اگرچه خود فراماسون ها بر این اعتقادند که صرفا برای گسترش نیکی در بین انسان ها تلاش می کنند ولی قبول این ادعا کار ساده ای نیست.

از مواردی که به فراماسون ها نسبت داده می شود تئوری توطئه یا Conspiracy Theory است که تمامی اتفاقات مبهم و نامشخص در سطوح بالای سیاسی، نظامی و تجاری همه و همه توسط انجمن های مخفی (از جمله فراماسونری) انجام می پذیرد. مثلا اعتقاد بر این است که ترور آبراهام لینکلن و جان اف کندی که از مخالفان ماسون ها بوده اند توسط فراماسون ها صورت گرفته است.

چشم جهان بین (the eye of providence, all seeing eye)


با گسترش بیشتر فراماسونری، انجمن های مخالف و معاند با این حرکت نیز در دنیا بوجود آمده اند. نظر این افراد این است که فرماسون ها اگرچه در ظاهر به خدا ایمان دارند ولی در اصل در پی ترویج کفر و الحاد هستند و نماد های آنان بر گرفته از نماد های غیر خدایی مصر باستان و همچنین باور های پگانی (paganism) هستند. نماد های زیادی مانند چشم جهان بین (all seeing eye) یا عنخ (Ankh)  و در برخی موارد علامت Cornuto یا دست شیطان می باشد.


 دست شیطان Cornuto


13 تیر پیکان دار، 13 برگ و 13 میوه به علاوه 13 خط (7 سفید+6 مشکی)


عدد 13، عدد مقدس ماسون ها و یهودیان است، در حالی که مسیحیان آن  را  نحس می دانند. فراماسون ها  در بسیاری از  نماد های  خود،  تعداد  اجزاء  را  13 قرار می دهند. در عکس بالا، علاوه بر موارد فوق 13 ستاره بالای سر عقاب وجود دارد و همین طور اینکه تعداد حروف لاتین جمله نوشته شده روی پرچم 13 تاست!


  

چشم جهان بین بر پشت اسکناس یک دلاری


به  عنوان  مثال  در اسکناس 1 دلاری که در مباحث بعدی به آن خواهیم پرداخت، 13 تیر، 13 شاخه و 13 زیتون به همراه 13 خط دیده می شود! همچنین در  فراماسونری،  صاحب  درجه ی  33   بالاترین  قدرت  را داراست و این عدد یک عدد بسیار با اهمیت تلقی می شود.

عنخ، نماد زندگی جاودان و در باور های پگانی خدای ماده (اخیرا فمینیسم)


شاید بیشترین مخالفت با فراماسون ها در بین مسلمانان دیده شود و از لحاظ جمعیتی مسلمانان فراماسون از فراماسون های دیگر ادیان کمتر هستند. اگرچه بیشتر کشورهای مسلمان به فراماسون ها اجازه فعالیت نمی دهند ولی کشور هایی مثل ترکیه و مراکش دارای لژ های بزرگ هستند و لبنان و مالزی نیز دارای لژ می باشند. علت اصلی مخالفت مسلمانان با فراماسونی، اعتقاد آنان به ترویج صهیونیزم توسط فراماسونهاست. با توجه به شباهت زیاد بعضی نماد های فراماسون ها با نماد های صهیونیزم و حتی یکی بودن این نماد ها (ستاره شش پر)، این باور وجود دارد که فراماسونری در واقع سرپوشی برای تبلیغ صهیونیزم است که هدف نهایی آن جمع کردن تمامی یهودیان در سرزمین موعود در معبد سلیمان و تخریب مسجدالاقصی می باشد. اعتقاد دیگر موجود، مساله دجال در آخرالزمان است. در برخی منابع (*موجود) فراماسونری با دجال یکی شمرده شده است. از دیدگاه برخی افراد تندرو، هدف نهایی آنان نابودی تمام مظاهر توحید و یکتاپرستی در جهان و ه دست گرفتن حکومت و قدرت در تمام کشورهای جهان از طریق  شبکه ی گسترده ی ماسونی در تمام ممالک دنیا می باشد.

در بخش چهارم با ظهور فراماسونری در ایران و نتایج آن آشنا می شویم.

لژهای فراماسونری، انجمن های برادری (بخش دوم: آیین ها و مناسک)

در بخش قبل به معرفی کوتاهی از فراماسونری پرداختیم. در این بخش به مراسم پذیرش افراد و ریشه های این مراسم یا "مناسک" خواهیم پرداخت.

برای عضو شدن، ابتدا شخص درخواست خود را به اخوت اظهار می دارد. اعضای عالی رتبه انجمن تحقیقاتی را در مورد شخص اعم از ایمان به خدا، تمایل شخص نسبت به انجام اعمال نیک و همین طور برادری با دیگر اعضای اخوت، انجام می دهند. سپس رای گیری انجام می گیرد. رای مثبت توسط یک مکعب کوچک سفید رنگ (به کاربرد مکعب در بنّایی اشاره دارد) و رای منفی توسط یک دایره کوچک سیاه به فرد داده خواهد شد. اگر فردی موفق به گرفتن رای سفید بیشتر از رای های سیاه کمیته تصمیم گیری باشد، مورد پذیرش قرار گرفته است. قدم بعدی "پذیرش" فرد است که طی مراسمی خاص انجام می گرد. طی این مراسم، همان طوری که "هایرم" معمار ارشد هیکل سلیمان از گفتن اسرار مربوط به بنا خودداری کرد و توسط سه نفر از کارگران کشته شد، به صورت نمادین کشته می شود که متضمن این است که یک ماسون واقعی باید به قیمت جانش از بر ملا شدن راز بین اخوت جلوگیری کند.

ساختمان گراند لژ لندن


این کشته شدن نمادین، باعث بوجود آمدن شایعاتی مبنی بر قربانی کردن برخی از اعضا در مراسم خاص اخوت شده است. همواره، مناسک انجمن های سری که در برخی موارد بسیار عجیب است باعث برانگیخته شدن حس کنجکاوی همراه با ترس در دیگران می شود. اگر فیلم "چشمان کاملا بسته" ساخته استنلی کوبریک را دیده باشید، یک جور مراسم عجیب و غریب در یک انجمن سری باعث جذب شدن تام کروز به این انجمن می شود. از آنجایی که معمولا افراد دارای جایگاه اجتماعی و شخصیتی بالا عضو این گروه ها هستند از ورود غیر قانونی هر فرد غیر جلوگیری می کنند حتی اگر به کشتن او مجبور شوند.

وقتی تشریفات آغازین  (initiation)به پایان رسید، شخص باید در مقابل کتاب مقدس اخوت (لزوما کتاب آسمانی نیست) سوگند وفاداری یاد کند. پس از ادای سوگند، شخص با خوشامد گویی دیگر "برادران" رسما وارد اخوت می شود. لباس هایی که افراد طی مراسم می پوشند برای هر لژ منحصر به فرد است. حتی در هر لژ بسته به سابقه و رتبه عضو شکل لباس متفاوت است.

یک گونه از لباس های استادان بنّا (با رتبه های متفاوت)


سه رده در هر لژ وجود دارد. 1: تازه وارد یا Entered Apprentice  2:هنر ور : Fellow Craft  3:استاد معمار که این آخری لازمه رسیدن به تمامی رده های بالای اخوت می باشد و در آن حد و مرزی وجود ندارد. با توجه به مطالعاتی که فرد طی مدتی که در انجمن است خواهد داشت و برداشت ها و اعتقدات جدیدی که پیدا می کند، اگر برای رفتن به رده بالاتر شایسته شناخته شود به این افتخار نائل خواهد شد. اگر چه قبلا مردان می توانستند در "برادری" عضو شوند در سال های اخیر به زنان نیز اجازه عضویت داده شده است.

نمایی از یک گردهمایی در یک مراسم


در بخش بعد به توضیحات بیشتر خواهم پرداخت. اگر در مورد مطلب فوق نظری دارید لطفا نظرتون رو اعلام کنید. اگر سوالی هم هست جواب خواهم داد.

لژهای فراماسونری، انجمن های برادری (بخش اول: معرفی)

خیلی وقت بود که می خواستم درباره فراماسونر ها که سرّی ترین انجمن موجود در جهان هستند بنویسم. خب بالاخره فرصت پیدا شد و نوشته ای که پیش رو دارید حاصل گردآوری اطلاعاتیه که در این مدت انجام گرفته. در چند بخش شامل معرفی، دامنه قدرت و موارد نسبت داده شده به فراماسون ها این نوشته رو تقدیم می کنم. امیدوارم خوشتون بیاد.

فراماسونری تقریبا از اواخر قرن 16 میلادی در اروپای غربی پایه گذاری شد. علت تشکیل این انجمن ها هنوز کاملا مشخص نیست. در مورد کلمه فراماسون می توان گفت که این کلمه مانند خیلی دیگر از کلمه های بیگانه از زبان فرانسه وارد فارسی شده است.  franc-maçon در فرانسه به عنی بنّای صادق است و از واژه انگلیسی free mason  (یا (freestone mason به معنی بنّای آزاد یا بنّایی که بدون مزد کار نمی کند،گرفته شده است. در ایران گاهی از آن به عنوان فراموش خانه نیز یاد می شود.

در حال حاضر در حدود 5 میلیون فراماسون در سراسر جهان وجود دارند که بخش اعظم آنها در ایالات متحده و بقیه این افراد در اروپا هستند. معمولا شرط وارد شدن به اخوت اعتقاد به وجود یک خالق برتر، اعتقاد به یک دین آسمانی و نیز تلاش برای ایجاد دوستی با دیگر افراد و در نهایت سوگند به حفظ اسرار و رموز اخوت هست. معمولا برای عضو شدن، شخص باید درخواست خود را از طریق یک "معرف" مطرح کند و پس از بررسی این درخواست توسط افراد رده بالای انجمن، در مورد صلاحیت یا عدم صلاحیت فرد تصمیم گیری می شود. فراماسون ها هیچ وقت از کسی برای عضو شدن به آنها درخواست نمی کنند بلکه باید این "تمایل" در شخص وجود داشته باشد.

به محل اجتماعات اخوت که معمولا یک مکان ثابت است، لُژ گفته می شود. لُژهای بسیار زیادی وجود دارند و تمامی آنها دارای قوانین مختص خود بوده و کاملا مستقل هستند ولی در کل لُژهایی تحت عنوان لُژهای بزرگ یا grand lodge وجود دارند که از به هم پیوستن چندین لُژ بوجود می آید و سیاست های کلی لُژها را در قلمرو آنها مشخص می کند. هر عضو می تواند فقط در یک لُژ عضو باشد و در بسیاری موارد خروج از لُژ یا پیوستن به لُژ دیگر عاقبت خوبی نخواهد داشت.

ایده فراماسونری از بنّاها و معماران که بنای معبد سلیمان را برپا کردند گرفته شده. افرادی که دارای علم و دانش سطح بالایی بوده و معمولا از اسراری خبر داشتند که افراد دیگر حتی از وجود آن اطلاعی نداشتند. در راس این افراد "هایرم" معمار ارشد بود. این شخص جان خود را در حفظ رمز ورود به مکان مقدس در بنای "هیکل سلیمان" (Solomon's Temple) از دست داد. این حادثه الهام بخش فراماسون ها در حفظ و نگهداری از اسرار آنها می باشد و در مراسم خاصی (ritual) به شکل نمادین برای پذیرش افراد تازه وارد مورد استفاده قرار می گیرد.

ماهیت سری این انجمن ها ایجاب می کند که برای شناسایی یکدیگر از نشانه های خاصی استفاده کنند. این نشانه ها معمولا نماد های خاص فراماسون ها یا دست دادن های منحصر به فرد است. در شکل 1 بعضی از روش های دست دادن مرسوم را می بینیم.

شکل  1

و اما مهمترین و معروف ترین نماد فراماسون ها که بین اکثر آنان رایج است نشان گونیا و پرگار است و همن طور که در شکل 2 می بینیم، یک حرف انگلیسی G در بین آنها وجود دارد. گونیا و پرگار نماد دانش و آگاهی استادان بنّا و نیز وجود اسرار در بین این اشخاص می باشد.

شکل  2

 در مورد حرف G، گفته های زیادی وجود دارد. برخی اعتقاد دارند که G حرف اول واژه GOD یا خداست که اعتقاد به وجود خدا شرط اولیه ورود به اخوت می باشد. همچنین برخی آن را حرف اول GOOD که هدف نهایی ماسون ها در گسترش خوبی بین انسان ها می دانند گرفته شده ولی بیشتر افراد بر این باورند که منظور از G، Geometry یا هندسه است که سنگ بنای معماری و بنّایی را تشکیل می دهد.

در بخش بعدی به دامنه نفوذ قدرت و توطئه هایی که به فرماسون ها نسبت داده شده می پردازیم.